خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: Mekika تاريخ: سه شنبه 20 / 12 ساعت: 21:30

ss501 

عشق خاموش

قسمت شانزدهم

خیلی استرس داشتم نمیدونستم چی میخواد بگه از ماشین پیاده شدم و رفتم رو

صندلی جلو نشستم و در و بستم اینقدر بندای کیفم و سفت تو دستام گرفته بودم

که جونگ مینم فهمید و دستش و گذاشت رو دستام یه ترسی همه جام وگرفت

مینا : نکنه دوباره میخواد ... چشمام و بستم ، جونگ مین :استاد چی بهت گفت؟

برچسب: داستان , عشق , خاموش, نویسنده: Mekika تاريخ: يکشنبه 4 / 12 ساعت: 19:08

صفحه بندی